على محمدى خراسانى
314
شرح رسائل (فارسى)
2 - شايد منظور نبودن مخالف است و لو بعضى سكوت نمودهاند به قرينه بعدى پس ارزش ندارد و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال پس اين قسم از نقل اجماعات هم ارزش و حجيت ندارد . ج : از همهء اجماعات منقوله ضعيفتر اين تعبيرات است كه مدّعى بگويد : لا خلاف فى كذا ، يا ظاهر الاصحاب كذا ، و يا قضيه المذهب كذا ، و يا الانسب بقواعدنا كذا ، جهت اضعفيت اينست كه لا خلاف يعنى مخالفى در مسئله نيست ولى آيا همه موافقند و فتوا به اثبات دادهاند ؟ مسلّم نيست همچنين ظاهر الاصحاب يعنى متفاهم من از تعبيرات اينست و شايد استنباط و فهم ديگرى جور ديگرى باشد و هكذا قضية المذهب يا الانسب يعنى روى قواعدى كه مشهور علماى شيعه قبول دارند شايد منقول اليه قبول نداشته باشد ، پس اين قسم هم حجيتى ندارد . از همهء ما ذكر ضعيفتر اينست كه بگويد : لا نعلم فيه خلافا . قوله و ان اطلق : امّا تبيين قسم اوّل كه نقل اجماع مصطلح باشد : اگر ناقل اجماع ، منظورش اجماع مصطلح باشد چه اجماع را بقول مطلق بياورد مثلا هذا الحكم اجماعى و يا اجماع را اضافه كند و نسبت دهد به چيزى از قبيل اجماع الامة و . . . كه ظهور در اتفاق الكل دارد [ و لو اين اطلاق از روى مسامحه باشد از باب تنزيل وجود مخالف به منزلهء عدم چون مخالفت او مضر به حجيت اجماع نيست ] حال چنين حكايتى نقل قول حجت است و بايد گفت كه داخل در باب خبر واحد است و طبق ادلّه خبر بايد حجّت باشد و لكن انصاف اينست كه اينگونه اجماعات منقوله نيز ارزشى ندارد زيرا بايد ديد از چه راهى ناقل اجماع يقين به قول معصوم ( ع ) پيدا كرده ؟ بايد آن راهها را محاسبه كرد : روىهمرفته سه راه اساسى وجود دارد و از يكى از اين سه راه مىتوان گفت براى ناقل علم به قول معصوم حاصل